تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - شعر "مه" احمد شاملو
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
شعر "مه" احمد شاملو

بیابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.

چراغِ قریه پنهان است

موجی گرم در خونِ بیابان است

بیابان، خسته

                لب بسته

                          نفس بشکسته

                           در هذیانِ گرمِ مه، عرق می‌ریزدش آهسته از هر بند.

«ــ بیابان را سراسر مه گرفته‌ست. [می‌گوید به خود، عابر]

    سگانِ قریه خاموش‌اند.

    در شولای مه پنهان، به خانه می‌رسم. گل‌کو نمی‌داند. مرا ناگاه در

    درگاه می‌بیند، به چشمش قطره اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:

«ــ بیابان را سراسر مه گرفته‌ست... با خود فکر می‌کردم که مه گر

    همچنان تا صبح می‌پایید مردانِ جسور از خفیه‌گاهِ خود به دیدارِ عزیزان بازمی‌گشتند.»

 

 

بیابان را

         سراسر

                  مه گرفته‌ست.

چراغِ قریه پنهان است، موجی گرم در خونِ بیابان است.

بیابان، خسته لب‌بسته نفس‌بشکسته در هذیانِ گرمِ مه عرق می‌ریزدش آهسته از هر بند...

 

۱۳۳۲

 



مرتبط با: شعر/احمد شاملو ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.