تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - شعر "اتفاق" احمد شاملو
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
شعر "اتفاق" احمد شاملو

مردی ز باد حادثه بنشست

مردی چو برق حادثه برخاست

آن ، ننگ را گزید و سپر ساخت

وین ، نام را ، بدون سپر خواست


ابری رسید پیچان‌پیچان

چون خِنگِ یالش آتش ، بر دشت

برقی جهید و موکب باران

از دشت تشنه ، تازان بگذشت.


آن پوک‌تپه ، نالان‌نالان

لرزید و پاگشاد و فروریخت

و آن شوخ‌بوته ، پُر تپش از شوق ،

پیچید و با بهار درآمیخت


پرچین یاوه‌مانده شکوفید

و آن طبل پُر غریو فروکاست

مردی ز باد حادثه بنشست

مردی چو برق حادثه برخاست


احمد شاملو

از دفتر شعر "باغ آینه"





مرتبط با: شعر/احمد شاملو ,
برچسب‌ها: احمد شاملو , باغ آینه ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.