تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - شعر "خواب وجین گر" احمد شاملو
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
شعر "خواب وجین گر" احمد شاملو
خواب چون درفکند از پایم

خسته می‌خوابم از آغاز غروب

لیک آن هرزه علف‌ها که به دست

ریشه‌کن می‌کنم از مزرعه ، روز

می‌کَنَم‌ْشان شب در خواب، هنوز ...



احمد شاملو

از دفتر شعر "باغ آینه"




مرتبط با: شعر/احمد شاملو ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
fateme 1390/11/21 10:27
گر چه با یادش، همه شب، تا سحر گاهان نیلی فام،
بیدارم؛
گاهگاهی نیز،
وقتی چشم بر هم می گذارم،
خواب های روشنی دارم،
عین هشیاری !
آنچنان روشن كه من در خواب،
دم به دم با خویش می گویم كه :
بیداری ست ، بیداری ست، بیداری !
***
اینك، اما در سحر گاهی، چنین از روشنی سرشار،
پیش چشم این همه بیدار،
آیا خواب می بینم ؟
این منم، همراه او ؟
بازو به بازو،
مست مست از عشق، از امید ؟
روی راهی تار و پودش نور،
از این سوی دریا، رفته تا دروازه خورشید ؟
***
ای زمان، ای آسمان، ای كوه، ای دریا !
خواب یا بیدار،
جاودانی باد این رؤیای رنگینم !
"فریدون مشیری"
پاسخ داد:
سپاس برای هدیه این شعر به وبلاگم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.