تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - فروغ فرخزاد (مجموعه کامل)
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
شعر های فروغ فرخزاد

---------------------------------------------------------------------
بر روی شعر دلخواه کلیک کنید
---------------------------------------------------------------------

اسیر

شب و هوس : در انتظار خوابم و صد افسوس


شعله ی رمیده : می بندم این دو چشم پر آتش را


رمیده : نمی دانم چه می خواهم خدایا


خاطرات : باز در چهره ی خاموش خیال


رویا : باز من ماندم و خلوتی سرد


هرجایی : از پیش من برو که دل آزارم


اسیر : تو را می خواهم و دانم که هرگز


بوسه : در دو چشمش گناه می خندید


ناآَشنا : باز هم قلبی به پایم اوفتاد


حسرت : از من رمیده ای و من ساده دل هنوز


یادی از گذشته : شهری ست در کنار آن شط پر خروش


پاییز : از چهره ی طبیعت افسونکار


وداع : می روم خسته و افسرده و زار


افسانه ی تلخ : نه امیدی که بر آن خوش کنم دل


گریز و درد : رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت


انتقام : باز کن از سر گیسویم بند


دیو شب : لای لای ، ای پسر کوچک من


عصیان : به لب هایم مزن قفل خموشی


شراب و خون : نیست یاری تا بگویم راز خویش


دیدار تلخ : به زمین می زنی و می شکنی


گمگشته : من به مردی وفا نمودم و او


از یاد رفته : یاد بگذشته به دل ماند و دریغ


ناشناس : بر پرده های در هم امیال سر کشم


چشم به راه : آرزویی است مرا در دل


آیینه ی شکسته : دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز


دعوت : تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم


خسته : از بیم و امید عشق رنجورم


بازگشت : ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ


نقش پنهان : آه، ای مردی که لب های مرا


بیمار : طفلی غنوده در بر من بیمار


مهمان : امشب آن حسرت دیرینه ی من 


راز من : هیچ جز حسرت نباشد کار من


دختر و بهار : دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت


خانه ی متروک : دانم اکنون از آن خانه ی دور


یک شب : یک شب ز ماورای سیاهی ها


در برابر خدا : از تنگنای محبس تاریکی


ای ستاره ها : ای ستاره ها که بر فراز آسمان


حلقه : دخترک خنده کنان گفت که چیست


اندوه : کارون چو گیسوان پریشان دختری


صبر سنگ : روز اول پیش خود گفتم


از دوست داشتن : امشب از آسمان دیده ی تو


خواب : شب به روی شیشه های تار


صدایی در شب : نیمه شب در دل دهلیز خموش


دریایی : یک روز بلند آفتابی


دیوار

اندوه تنهایی : پشت شیشه برف می بارد

شکست نیاز : آتشی بود و فسرد

دنیای سایه ها : شب به روی جاده ی نمناک



 عصیان


سرود ِ زیبایی : شانه های تو


تولدی دیگر

آن روزها : آن روزها رفتند

باد ما را خواهد برد : در شب کوچک من ، افسوس

در آب های سبز تابستان : تنها تر از یک برگ

میان تاریکی : میان تاریکی

بر او ببخشایید : بر او ببخشایید

دریافت : در حباب کوچک

تنهایی ماه : در تمام طول تاریکی

معشوق من : معشوق من

در غروبی ابدی : روز یا شب ؟

آیه های زمینی : آن گاه خورشید سرد شد

دیدار در شب : و چهره ی شگفت

به علی گفت مادرش روزی ... : علی کوچیکه

پرنده فقط یک پرنده بود : پرنده گفت : ( چه بویی، چه آفتابی، آه

ای مرز پرگهر ... : فاتح شدم

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد : به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

من از تو می مردم : من از تو می مردم

تولدی دیگر : همه ی هستی من آیه ی تاریکی ست


ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد


ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ... : و این منم

بعد از تو : ای هفت سالگی

دلم برای باغچه می سوزد : کسی به فکر گل ها نیست

کسی که مثل هیچ کس نیست : من خواب دیده ام که کسی می آید

تنها صدا ست که می ماند : چرا توقف کنم، چرا ؟

پرنده مردنی است : دلم گرفته است