تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - فروغ فرخزاد (مجموعه کامل)
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد
,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد
به زودی مشکلات برطرف خواهد شد
img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

امکانات سایت

مطالب سایت

img img img
شعر های فروغ فرخزاد

---------------------------------------------------------------------
بر روی شعر دلخواه کلیک کنید
---------------------------------------------------------------------

اسیر

شب و هوس : در انتظار خوابم و صد افسوس


شعله ی رمیده : می بندم این دو چشم پر آتش را


رمیده : نمی دانم چه می خواهم خدایا


خاطرات : باز در چهره ی خاموش خیال


رویا : باز من ماندم و خلوتی سرد


هرجایی : از پیش من برو که دل آزارم


اسیر : تو را می خواهم و دانم که هرگز


بوسه : در دو چشمش گناه می خندید


ناآَشنا : باز هم قلبی به پایم اوفتاد


حسرت : از من رمیده ای و من ساده دل هنوز


یادی از گذشته : شهری ست در کنار آن شط پر خروش


پاییز : از چهره ی طبیعت افسونکار


وداع : می روم خسته و افسرده و زار


افسانه ی تلخ : نه امیدی که بر آن خوش کنم دل


گریز و درد : رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت


انتقام : باز کن از سر گیسویم بند


دیو شب : لای لای ، ای پسر کوچک من


عصیان : به لب هایم مزن قفل خموشی


شراب و خون : نیست یاری تا بگویم راز خویش


دیدار تلخ : به زمین می زنی و می شکنی


گمگشته : من به مردی وفا نمودم و او


از یاد رفته : یاد بگذشته به دل ماند و دریغ


ناشناس : بر پرده های در هم امیال سر کشم


چشم به راه : آرزویی است مرا در دل


آیینه ی شکسته : دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز


دعوت : تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم


خسته : از بیم و امید عشق رنجورم


بازگشت : ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ


نقش پنهان : آه، ای مردی که لب های مرا


بیمار : طفلی غنوده در بر من بیمار


مهمان : امشب آن حسرت دیرینه ی من 


راز من : هیچ جز حسرت نباشد کار من


دختر و بهار : دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت


خانه ی متروک : دانم اکنون از آن خانه ی دور


یک شب : یک شب ز ماورای سیاهی ها


در برابر خدا : از تنگنای محبس تاریکی


ای ستاره ها : ای ستاره ها که بر فراز آسمان


حلقه : دخترک خنده کنان گفت که چیست


اندوه : کارون چو گیسوان پریشان دختری


صبر سنگ : روز اول پیش خود گفتم


از دوست داشتن : امشب از آسمان دیده ی تو


خواب : شب به روی شیشه های تار


صدایی در شب : نیمه شب در دل دهلیز خموش


دریایی : یک روز بلند آفتابی


دیوار

اندوه تنهایی : پشت شیشه برف می بارد

شکست نیاز : آتشی بود و فسرد

دنیای سایه ها : شب به روی جاده ی نمناک



 عصیان


سرود ِ زیبایی : شانه های تو


تولدی دیگر

آن روزها : آن روزها رفتند

باد ما را خواهد برد : در شب کوچک من ، افسوس

در آب های سبز تابستان : تنها تر از یک برگ

میان تاریکی : میان تاریکی

بر او ببخشایید : بر او ببخشایید

دریافت : در حباب کوچک

تنهایی ماه : در تمام طول تاریکی

معشوق من : معشوق من

در غروبی ابدی : روز یا شب ؟

آیه های زمینی : آن گاه خورشید سرد شد

دیدار در شب : و چهره ی شگفت

به علی گفت مادرش روزی ... : علی کوچیکه

پرنده فقط یک پرنده بود : پرنده گفت : ( چه بویی، چه آفتابی، آه

ای مرز پرگهر ... : فاتح شدم

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد : به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

من از تو می مردم : من از تو می مردم

تولدی دیگر : همه ی هستی من آیه ی تاریکی ست


ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد


ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ... : و این منم

بعد از تو : ای هفت سالگی

دلم برای باغچه می سوزد : کسی به فکر گل ها نیست

کسی که مثل هیچ کس نیست : من خواب دیده ام که کسی می آید

تنها صدا ست که می ماند : چرا توقف کنم، چرا ؟

پرنده مردنی است : دلم گرفته است
 
   
   
  
img