تبلیغات
قالب در دست ساخت است و به دلیل پاره ای تغییرات ممکن است نمایش محتوا با مشکل همراه باشد - آلبوم شعر خوانی "چیدن سپیده دم" احمد شاملو
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه

شعر خوانی احمد شاملو / آلبوم چیدن سپیده دم 


---------------------------------------------------------------------

بر روی شعر دلخواه کلیک کنید

---------------------------------------------------------------------


01. میلاد یکی کودک شکفتن گلی را ماند ... 

02. تنها آن‌ که بزرگ‌ ترین جا را به خود اختصاص نمی‌دهد ...

03. چه مدت لازم بوده است تا کلمه ی عفو بر زبان جاری شود ...

04. روزت را دریاب با آن مدرا کن ! ...

05. نان پختن ، نان شکستن ...

06. ساده است نوازش سگی ولگرد ...

07. درخت هر چه سالخورده‌ تر باشد سترگ‌ تر است و پر ارزش ‌تر ...

08. اندک آرامشی در واپسین ساعات روزی پا در گریز ...

09. زندگی به امواج دریا ماننده است ...

10. در راه جُلجُتا در راه گانوسا ... در تمامی راه ها سنگ‌ هایی افتاده است ...

11. همچون پرنده که با شکوه به پرواز در می ‌آید ...

12. گاه آرزو می‌کنم زورقی باشم برای تو ...

13. پیش از آن ‌که واپسین نفس را برآرم پیش از آن‌ که پرده فرو افتد ...

14. تسلیم شدن به زندگی، به خویشتن ...

15. در راه دیروز به فردا زیر درختی فرود می‌آیم ...

16. از جنگ بی ‌شکوه احساسی اندک دارم ...

17. شگفت ‌انگیزی زندگی با آگاهی به ناپایداری‌اش ...

18. ابرهای خزانی در ذهن و روح من ...

19. آن‌گاه که قیود و پیش داوری‌ها یکسره از پهنه ی زمین روفته باشد ...

20. می‌توانم نگه دارم دستی دیگر را ...

21. گرفتار ، وحشت زده ، مبهوت ، از شعبده ی زیستن ...

22. موطن آدمی را بر هیچ نقشه‌ای نشانی نیست ...

23. ره‌ آوردهای خاص زندگی همیشه در سکوت پیشکش می‌شود ...

24. واپسین شعاع آفتاب شامگاهی نشان‌ دهنده راهی‌ ست که خواهان در نوشتن آنم ...

25. گاه آرزو می‌کنم ای‌ کاش برای تو پرتو آفتاب باشم ...

26. فسرده در دل بهاری گرم در محیطی یخ‌زده ...

27. حقیقت‌ گرا نیز گاه به رویا گرفتار می‌آید ، رویای حیاتی دیگر ، حیاتی صلح ‌آمیزتر ...

28. می‌باید خود را از اوهام برهانیم گر بر آن سریم که همه چیزی را دریابیم ...

29. به بخت اگر باور داشته باشیم هم امروز یا هم امشب آرامش فرا می‌رسد ...

30. تپه‌ های پوشیده از برف درختان پوشیده از برف ...

31. اندیشه مکن که شانه‌ هایت سنگین شوند ، اندیشه مکن که از کشیدن بار دیگران ناتوانی...

32. طوفان که فرو نشست ، ابرهای پر غریو که پراکند ...

33. عشق عشق می‌آفریند ، عشق زندگی می‌بخشد ...

34. در می‌رسد آن ‌روز که رود به سوی بلندی جریان یابد ...